تبليغاتX
ديوانگان حسين (عليه السلام) كاشان

روزي بهلول گذرش به مجلس درس ابو حنيفه افتاد در گوشه اي ايستاد تا ببيند او چه ميگويد ،شنيد كه ميگويد :((حضرت صادق (عليه السلام) در درس خود مطالبي را گفت كه امروز من متوجه شده ام تمام آنها باطل بوده و من امروز به سه مطلب باطل او اشاره ميكنم .

))اول آنكه مي گفت :((خداوند نه در دنيا و نه در آخرت ديده نمي شود )) و اين مطلب درست نيست زيرا نمي شود در عالم چيزي باشد و ديده نمي شود

دوم آنكه مي گفت :((مردم هر كاري كه مي كنند از روي افعال اختياريه خود ميكنند))

و اين مطلب هم درست نيست زيرا مردم مجبور در افعال خويش مي باشند و ابدا آنها را در افعال خويش اختياري نيست بلكه خداوند بوسيله بندگان خود افعال را ايجاد مي كند و ابدا به مردم مربوط نيست.

سوم آنكه مي گفت :((در قيامت شيطان به آتش جهنم عذاب مي شود))و اين مطلب نيز درست نيست ،زيرا شيطان از آتش است و آتش هم جنس خود را اذيت نمي كند.

بهلول فورا كلوخي بدست گرفت و به سختي بر پيشاني ابو حنيفه زد بطوريكه پيشاني او شكست و خون جاري شد و بهلول فرار كرد تا اينكه او ا گرفتند و به اتفاق ابوحنيفه در محضر خليفه بردند ،ابوحنيفه از بهلول شكايت نمود ، بهلول گفت : ((اي خليفه اگر ابوحنيفه راست مي گويد كه سر او درد مي كند ، درد سر خود را به من نشان دهد.))

ابوحنيفه گفت :((مگر ممكن است درد سر خود را به كسي نشان داد.))

بهلول گفت:((پس همانطور كه درد سر در تو وجود دارد ولكن ديده نمي شود ، خداوند هم در عالم وجود دارد ولكن نه در دنيا و نه در آخرت ديده نمي شود .

بعلاوه تو مي گويي ، افعال مردم مربوط به خداوند است و مردم ابدا در افعال خويش اختياري ندارند پس اين كلوخ را خداوند بر سرتو زده و ابدا به من مربوط نيست و كسي كه كلوخ را بر سر تو زده صاحب اختيار تو بوده و بنده ،حق شكايت از دست مولاي خويش ندارد.

بعلاوه تمام اينها تو خود معتقدي جنس ،هم جنس خود را اذيت نمي كند پس با اينكه تو از خاك خلق شده اي ، چطور مي گويي كلوخ ترا اذيت نموده است . پس تو خود ادعاي دروغي مي كني ومحضر خليفه بزرگ تر از آن است كه به سخنان دروغ معطل گردد.))

ابو حنيفه محكوم شد به نحوي كه نتوانست سخن بگويد و بهلول از مجلس خليفه به سلامتي بيرون رفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 1:44  توسط حافظ | 
جلسه بعدی دیوانگان حسین (علیه السلام) به مناسبت میلاد باسعادت حضرت علی اکبر

زمان:جمعه - ۲/۶/۱۳۸۶

مکان : بلوار مادر -کوچه سادات - منزل اقای جوانمردی

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 1:29  توسط حافظ | 
چند روز دیگر تا ولادت با سعادت منجی عالم بشریت وقت هست

بیایید تا بهترین تبریکات رو ما به حضرت نرجس خاتون بگوییم

با رفتار و اخلاق پسندیده خود

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 3:46  توسط حافظ | 

احتجاج ابن عباس بر معاويه در بيان فضائل علي (عليه السلام)

هنگاميكه معاويه(لعنه الله عليه) بعنوان خليفه مسلمين وارد مدينه طيّبه شد ، دستور داد تا ابن عباس ،عموزاده علي (عليه السلام)

را حاضر كنند، آنگاه با كمال ناراحتي و خشم به او گفت:

((شنيده ام هنوز دم از فضايل علي مي زني؟ مگر نميداني ذكر فضايل علي را ممنوع كرده ام؟ بترس از اينكه مبتلاي به عقوبت سختي گردي به نحوي كه هرگز از آن رهايي نداشته باشي.))

ابن عباس فرمود:(( تمام اهل مدينه شاهدند كه من به غير از تفسير قرآن سخن ديگري بر زبان جاري نمي كنم ، لكن چون از پيغمبر خدا(صلي الله عليه و اله) شنيدم كه فرمود:((مَنْ فسَّرَ القرآنَ بِرَاْيِهِ فَاليَتَبَوَّءْ مَقْعَدُهُ مِنَ النّارِ)) كسي كه قرآن را بر خلاف واقع تفسير كند ،نشيمن گاه او در آتش خواهد بود ،لذا هرگز قرآن را بر خلاف واقع تفسير نمي كنم))

معاويه گفت:((تفسير بگو و بر خلاف حقيقت و دروغ هم معنا مكن ،لكن حق نداري دم از فضيلت علي بزني.))

ابن عباس فرمود: بسيار خوب ، لكن گاهي من اين آيه شريفه را مي خوانم:((وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلي حُُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً واسيراً))(سوره انسان آيه 8) از من سئوال ميكنند : خداوند در اين آيه از چه كساني ستايش ميكند؟ اگر بگويم آنان علي و فاطمه و فضه خادمه مي باشند، آيه را به نحو حقيقت تفسير نموده ام و الا آيه را به دروغ و خلاف واقع تفسير كرده ام.

معاويه گفت: ((آيات ديگري را از براي مردم تفسير كن.مگر قرآن آيه ديگري ندارد؟))

ابن عباس گفت:((بسيار خوب ، اينك آيه ديگري مي خوانم و آنگاه اين آيه را خواند((يْا ايُّها الرَّسُولُ بَلَّغْ ما اُ نْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاس))(يوره مائده ، آيه 67) از من سئوال ميكنند، پيامبر مامور به ابلاغ چه موضوعي بوده كه اگر آنرا ابلاغ نمكرد گويا اصلا رسالت خود را ابلاغ نكرده؟ اگر بگويم پيغمبر(صلي الله عليه و آله) در غدير خم مامور بود تا علي (عليه السلام)

را به عنوان خليف بلافصل خود معرفي نمايد آيه را درست تفسير كرده ام والا بر خلاف واقع سخن گفته ام.

معاويه گفت:(( مگر حتما بايد اين آيه را تفسير كني؟ آيه ديگري بخوان))

ابن عباس فرمود: اين آيه شريفه را بشنو((يا ايُّها الذين آمَنوا اذا ناجَيْتُمُ الرَّسولَ فَقَدَّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَهً))(سوره مجادله ، آيه 12) از من ميپرسند :آيا كسي به اين آيه شريفه عمل نموده؟ اگر بگويم تنها كسي كه به اين آيه عمل نمود علي (عليه السلام) است و او با اينكه يك دينار بيشتر نداشت. با اين حال يك دينار را به ده درهم فروخت و هرگاه مي خواست با پيامبر نجوا كند ، يك درهم صدقه مي داد ، در اين صورت آيه را صحيح تفسير كرده ام والا بر خداوند دروغ بسته ام و من هرگز جرات آنرا ندارم كه بر خلاف واقع ، قرآن را تفسير كنم

معاويه گفت:(( از آيات ديگر بخوان))

ابن عباس فرمود:((وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشري نَفسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللهِ وَ اللهُ رَئُوفٌ بالعِبادِ))(سوره بقره ، آيه 207) از من ميپرسند : آن كسي كه جان خود را در راه رضايت خدا بذل نمود كه بوده؟ اگر بگويم آن شخص علي (عليه السلام) بود كه در ((ليلة المبيت)) بجاي پيغمبر اكرم(صلي الله عليه و آلة) در بستر خوابيد تا اينكه آن حضرت بتواند به مدينه هجرت كند ،آيه را به نحو حقيقت و واقع تفسير كرده ام و الا به خدا اسناد دروغ بسته ام.

معاويه گفت: ((از آيات ديگر قرآن بخوان))

ابن عباس گفت:((اين آيه شريفه را گوش كن :((قُلْ لا اَسْئَلُكُمْ عَلَيهِ اَجْراً اِلا المَوَدَّةِ فِي اَلقُرْبي))(سوره شوره،آيه 23)از من سئوال ميكنند:((ذي القربي)) كيانند كه محبت آنان در عوض مزد رسالت پيغمبر اكرم(صلي الله عليه و آله) ميباشد؟ اگر بگويم مراد ، علي و فاطمه و فرزندان آنهاست درست تفسير كرده ام و گرنه بر خلاف واقع تفسير كرده ام و من هرگز اين كار را نخواهم كرد.

معاويه گفت:((قرآن هزاران آيه دارد ، آيه ديگري بخوان))

ابن عباس خواند: ((انَّما يُريدُ اللهُ لُيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً)) از من مي پرسند : آنانيكه خداوند هر رجس و پليدي را از آنها زايل نموده چه كساني هستند؟ اگربگويم آنان اهلبيت پيغمبراكرم(صلي الله عليه و آله) هستند براستي سخن گفته ام و الا آيه را به دروغ تفسير كرده ام.

معاويه گفت: ((مگردر قرآن آيه ديگري نيست؟))

ابن عباس اين آيه شريفه را خواند((فَمَنْ حاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جائَكََ مِنَ العِلْمِ فَقُلْ تَعالَوا نَدْعُ اَبْنائَنا و ابْنائَكُمْ و نِسائَكُمْ و انْفُسَنا و اَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَّعْنَةَ اللهِ عَلَي الكاذِبينَ))(سوره آل عمران، آيه 61)و گفت: از من سئوال ميكنند : داستان مباهله پيغمبر (صلي الله عليه و آله) با نصاراي نجران كه بنا شد در حق هم نفرين كنند تا خدا دروغگو را از بين ببرد چيست؟ اگر بخواهم طبق واقع تفسير كنم بايد بگويم : پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در روز مباهله دو فرزند خود امام حسن وامام حسين (عليهما السلام) و زهرا(عليها السلام) و علي (عليه السلام) را با خود همراه كرد و از علي (عليه السلام) تعبير به ((نفس)) و جان خود كرد ، اما اگر بگويم پيغمبر (صلي الله عليه و آله) مردي غير از علي (عليه السلام) را جهت مباهله با خود همراه كرد قطعاً دروغ گفته ام و من هرگز بر خلاف واقع آيه اي تفسير نميكنم.

معاويه گفت: ((آيه ديگري بخوان))

ابن عباس خواند:((اِنّما وَليُّكُمُ اللهُو رَسوُلُهُ و الَّذنَ يُقيمون الصَّلوةَ و يَؤْتُونَ الزَّكاةَ و هُمْ راكِعُوونَ)) پس گفت: اگر از من بپرسند : آن كسي كه بعد از رسول بر مردم ولايت دارد و داراي اين صفت بوده كه در حال ركوع نماز زكات داده كيست؟اگر بگويم او علي (عليه السلام) است به نحو حقيقت سخن رانده ام و الا آيه را بر خلاف حقيقت تفسير كرده ام و از من چنين انتظاري نداشته باش.

معاويه گفت :(( آيه ديگري را براي مردم تفسير كن ، مگر قرآن فقط شامل همين آياتي است كه در شان علي تفسير كردي؟))

ابن عباس گفت:پس اين آيه را بشنو ((اِنَّما اَنْتَ مُنْذِرٌ و لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ))(سوره رعد ، آيه 7) از من سئوالي مي شود كه تفسير اين آيه چيست؟ ما ((منذر)) را كه پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و آله ) باشد شنا خته ايم ،اما هادي امت را نمي شناسيم . اگر بگويم مقصود از ((هادي امت)) علي (عليه السلام) است براستي سخن گفته ام زيرا تمام علما خاصه و عامه اين حديث شريف را از پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل نموده اند كه فرمود :((من ترساننده امت و علي رهنماي آنان مي باشد))و سپس فرمودند:يا علي توسط تو مردم به راه راست هدايت خواهند شد.و هرگاه آيه شريفه را خلاف واقع تفسير كنم گنهكار خواهم بود و من طاقت عقوبت خداوند را ندارم.

معاويه گفت:((مگر قرآن آيات ديگري ندارد كه تفسير كني؟))

ابن عباس گفت: بسيار خوب آيه ديگري را گوش كن:((قُلْ كَفي باللهِ شَهيداً بَيْني و بَيْنَكُم و مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الكِتابِ))(سوره رعد،آيه 43) مردم از من سئوال ميكنند : آن كسي كه نزد او علم قرآن بوده چه كسي است؟اگر بگويم علي(عليه السلام) است براستي سخن گفته ام زيرا تمام مفسرين از اهل تسنن و تشيع نقل كرده اند كه چون از پيغمبر(صلي الله عليه و آله) سئوال شد : آن كسي كه علم قرآن در نزد اوست كيست فرمود ((علي (عليه السلام) است ))بعلاوه رسول گرامي اسلام بارها فرمودند:

((من شهر علم و علي بمنزله باب علم و حكمت است ، پس هركس دانش مي خواهد بايد ابتدا دست به دامان علي (عليه السلام) شود))

معاويه گفت:((از آيات ديگر قرآن قرائت كن))

ابن عباس گفت:((اين آيه شريفه را مي خوانم:(( واعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَميعاً و لا تَفَرَّ قُوا)) از من از تفسير اين آيه سئوال مي كنند اگر بگويم مقصود از ريسماني كه مردم بايد به آن چنگ بزنند تا دچار اختلاف نشود ، اهلبيت پيغمبر(صلي الله عليه و آله) و در رأس آنان علي(عليه السلام) است براستي سخن گفته ام زيرا خاصه و عامه به نحو تواتر اين حديث را از وجود مبارك نبي اكرم(صلي الله عليه و آله) نقل كرده اند كه فرمود:

((بدرستي كه من دو ريسمان محكم را در بين امت خود به يادگار مي گذارم ، و هركس به اين دو ريسمان محكم چنگ بزند هرگز گمراه نمي شود ، يكي از آنها بزرگتر از ديگري است وآن قرآن است كه چون ريسمان از آسمان به زمين كشيده شده است و ديگري عترت من است و اين دو از هم جدا نمي شوند تا اينكه در كنار حوض كوثر بر من وارد شود ))

اي معاويه اگر من آيه رابه غير از اين تفسير كنم بر خلاف حقيقت معني نموده ام و من هر گز جنين نخواهم كرد

معاويه گفت: (( آيات ديگري را براي مردم تفسير كن و از آيات گذشته سخني به ميان نياور))

ابن عباس فرمود: اين آيه را گوش كن :((هوَ الَّذي اَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ و بُالْمُؤْمنينَ))(سوره انفال ، آيه 62)از من سئوال ميكنن : ما مي دانيم آن كسي كه پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و آله)را ياري مي كند خداست ولكن آن مؤمني كه پيامبر(صلي الله عليه و آله)را ياري مي كند نمي شناسيم اگر من خواسته باشم قرآن را به حقيقت تفسير كنم بايد بگويم : مؤمني كه خداوند توسط او پيغمبر را ياري مي كند علي (عليه السلام) است كه از طفوليت تا آخرين لحظات حيات پيغمبر(صلي الله عليه و آله)مثل سايه در كنار او حركت مي كرد آن حضرت را ياري مي كرد و جمهور مسلمين از خاصه و عامه گفته اند اين آيه در شان علي (عليه السلام) نازل گرديده ، مثلاً از ابوهريره نقل شده كه گفت : از پيغمبر(صلي الله عليه و آله) شنيدم كه فرمود:((بر عرش حق نوشته شده خدايي جز الله نيست و شريكي براي او نيست . محمد (صلي الله عليه و آله)رسول اوست و من رسول خدا را توسط علي ابن ابيطالب ياري مي كنم. ))

معاويه گفت :(( مگر قرآن آيات ديگري ندارد؟ آيه ديگري را تفسير كن))

ابن عباس اين آيه شريفه را خواند:((انَّ الذّينَ آمَنُوا و عَمِلُوا الصّالحاتِ اوُلئِكَ هُمْ خَيرُ البريَّهِ)) مردم از تفسير اين آيه از مي پرسند ، اگر بگويم مراد از بهترين مردم بعد از پيغمبر(صلي الله عليه وآله)،علي (عليه السلام) و شيعيان اوست ،-چنانچه ((صاحب صواعق))و((صاحب كشف الغّمه))و((حافظ)) و ديگران گفته اند- بنحو واقع سخن گفته ام والا بر خلاف حقيقت،آيه اي را تفسير كرده ام،زيرا چون اين آيه شريفه بر پيغمبر(صلي الله عليه وآله) نازل گشت ،آن حضرت رو به علي (عليه السلام) كرد فرمود:((يا علي تو و شيعيانت در روز قيامت محشور مي شويد در حاليكه هم شما از خدا راضي هستيد و هم حق از شما راضي خواهد بود و لكن دشمنان تو در حاليكه مورد غضب خدا و نااميد از رحمت اويند محشور ميشوند))

معاويه گفت ((مگر حتماً اين آيه را تفسير كني؟ آيه ديگري بخوان و تفسير كن))

ابن عباس گفت:اين آيه شريفه را مي خوانم :((وقِفُوهُمْ انَّهُمْ مَسْؤُلوُنَ))(سوره صافات،آيه 24)تمام خاصّه و عامّه گفته اند : يكي از اموري كه در قيامت سئوال مي شود ، ولايت و دوستي علي بن ابيطالي(عليه السلام) است گعو من اگر بر خلاف اين سخني بگويم ،آيه را بر خلاف واقع تفسير كرده ام.

معاويه گفت:((آيه ديگري را تفسير كن))

ابن عباس اين آيه شريفه را خواند: ((عَمَّ يَتَسائَلوُنَ، عَنِ النَّبَا العَظيمِ ،الّذي هُمْ فيهِ مُخْتَلِفونَ))( سوره نبا ،آيه 1و2و3)آنگاه گفت((نبا عظيمي)) كه مردم در او اختلاف نموده اند و با تعجب در مورد آن سئوال ميكنند چيست؟اگر خواسته باشم آيه را مطابق با واقع تفسي كنم لاجرم بايد بگويم ،مراد از ((نبا عظيم)) علي ابي ابيطالب(عليه السلام) است زيرا پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله)درباره او فرموده است((يا علي تو حجت حقي بر مردم ،تو درب رحمت حقي به سوي مردم ، تو راه حقي بسوي خدا ، تو نبا وآيت بزرك حقي ، تو راه مستقيمي هستي كه هركس به راه تو داخل شود اهل نجات است ، تو داستان بزرگي هستي كه سابق بر هر داستاني مي باشي و نيز بارها خود علي (عليه السلام) فرمود:(( از براي خدا نشانه اي بزرگتر از من نيست و قضيّه و خبري شگفت آورتر از من ندارد))

معاويه گفت : ((مگر فقط بايد آياتي از اين قبيل را بخواني ؟ آيه ديگري بخوان))

ابن عباس فرمود : اين آيه شريفه را گوش كن :((اذا زُلْزلَتِ الارضُ زِلزالَها و اَخرَجَتِ الارضُ اَثقالَها و قالَ الانسانُ مالَها))(سوره زلزال ، ايه 1و2و3)روزي كه زمين بلرزد ، لرزيدني و در اثر آن لرزيدن ، دفينه هاي خود را بيرون اندازد و چون زمين اين چنين در اضطراب شد ،شخصي به زمين خطاب ميكند كه : قرار بگير و حركت نكن وبه امر او زلزله قيامت تمام مي شود .

مردم از من ميپرسند : مراد از انسان كه در يه شريفه مده و داراي چنين قدرتي است كيست ؟ اگر بگويم او علي ابن ابيطالب (عليه السلام) است يه را درست تفسير كرده ام زيرا اكثر مفسرين نقل كرده اند كه :((شميم بن حاتم)) گفت:(( در سفري همراه علي(عليه السلام) بوديم و بصوي بصره مي رفتيم، چون در بياباني جهت استراحت فرود آمديم ، ناگاه زلزله عظيمي پديد امد و ما همه مضطرب و ترسان شديم ، ناگاه ديديم علي (عليه السلام) دست مبارك خود را بر زمين گذاشت و ذكري گفت كه زمين آرام گرفت . ما در كمال تعجب عرضه داشتيم : يا علي چه مقام ارجمندي نزد خدا داري كه توانستي زلزله را ساكت كني حضرت فرمود : منم آن انساني كه به امر خدا زلزله به عظمت قيامت را ساكت مي كند ))

مؤلف گويد : در تفسير صلفي از حضرت زهرا (عليها السلام) نقل شده است كه:

((در زمان خلافت ابوبكر ، زلزله سختي در مدينه پديد آمد بطوري كه خانه ها خراب مي شد و مردم در زير آوارها جان مي دادند ، لذا مردم مضطربانه بسوي ابابكر دويدند تا او چاره كند، لكن با تعجب ديدند ، ابابكر با رفيقش عمر از خانه خود خارج شده و مضطربانه جهت حفظ جان به هر سو مي دوند و به مردم مي گويند(( هرچه زودتر دست به دامان علي (عليه السلام) شويئ و الا همه هلاك خواهيم شد))

چون از ن وجود مبارك كمك خواستند ، حضرت امر فرمود كه همه مردم از مدينه خارج شوند و نگاه خود بر بالاي تپه اي قرار گرفت و دست خود را بر زمين زد و فرمود:((اُسكُتي و استَقَرّي)) ، ناگاه زمين ساكت و آرام شد

صداي تكبير مردم از هر سو بلند شد ؛ از ن حضرت سئوال شد ،((چگونه توانستي زمين را ساكت كني))

علي (عليه السلام) فرمود (( ساكت كردن اين زلزله مسئله مهم و مشكلي نيست اي مردم بدانيد كه من آن انساني مي باشم كه به امر خداوند زلزله قيامت را ساكت مي نمايم ))

معاويه ديد هر آيه اي را كه ابن عباس مي خواند در شأن و فضيلت علي(عليه السلام ) است لذا به ابن عباسگفت((ديگر كافي است))

ابن عباس گفت (( اجازه بده باز آياتي ديگر از قرآن را تفسير كنم وآنگگاه اين يه را خواند((لِنَجعَلَهالََكُم تَذكِرَةً و تَعِيَه اُذُنٌ و اعِيةٌ)) آنگاه گفت((چون اين آيه شريفه بر حضرت رسول(صلي الله عليه و اله) نازل گرديد ، فرمود ((من از خداوند خواسته ام كه گوش علي (عليه السلام)) راظرف علوم من قرار دهد بطوري ككه هرچه از من شنيد هرگز فراموش نكند و از علي (عليه السلام) نقل شده كه فرمودند((به سبب دعاي نبي اكرم(صلي الله عليه و اله) هرگز چيزي به گوشم نرسيده كه فراموش كرده باشم ))

معاويه كه ديد هرچه سعي مي كند تا ابن عباس لب از ذكر فضائل علي(عليه السلام) بر بندد موفق نمي شود ، لذا ابن عباس را مرخص كرد بنا بر نقلي به او گفت ((از اين پس حق نداري هيچ يك از آيات قرآن را براي مردم تفسير كني ))

بنقل از كتاب مناظرات شيعه وسني

+ نوشته شده در  جمعه 26 مرداد1386ساعت 3:44  توسط حافظ | 

ميلاد بزگ مردان دشت كربلا:

     حضرت حسين بن علي سلطان دشت كربلا

           حضرت قمر منير بني هاشم ساقي دشت كربلا

                           حضرت سيد الساجدين بيمار دشت كربلا

                                  بر تمامي عاشقان و شيفتگان دشت كربلا مباركباد

+ نوشته شده در  جمعه 26 مرداد1386ساعت 2:14  توسط حافظ | 
جلسه بعدی دیوانگان حسین(علیه السلام)شب میلاد امام حسین و حضرت ابوالفضل و امام سجاد (علیهما السلام)

زمان :پنجشنبه و جمعه و شنبه شب ۲۵/۵/۱۳۸۶ الی۲۷/۵/۱۳۸۶

مکان: خیابان بابا افضل-روبروی مسجد الرسول -حسینیه نجفی ها

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 1:50  توسط حافظ | 
انشاالله تا هفته آینده چندی از مناظرات بین شیعه وسنی را برایتان مینویسم
+ نوشته شده در  جمعه 19 مرداد1386ساعت 18:16  توسط حافظ | 
عید سعید مبعث را بر شیعیان ناب حیدری تبریک عرض مینمایم 

+ نوشته شده در  جمعه 19 مرداد1386ساعت 18:12  توسط حافظ | 
شهادت مظلومانه ابن الصادق(عليه السلام) حضرت امام كاظم(عليه السلام)بر ساحت مقدس امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) تسليت باد
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مرداد1386ساعت 2:22  توسط حافظ | 
ولادت، کنیه و القاب

هفتمین امام شیعیان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام در هفتم ماه صفر سال 128 هجری قمری در ابواء متولد گردید. پدر بزرگوارش حضرت امام جعفر صادق علیه السلام و مادر گرامیش حمیده است. میلادش برای امام صادق علیه السلام چنان شادی‌بخش بود که آن حضرت به‌همین مناسبت سه روز جشن گرفت و مردم مدینه را اطعام نمود.

نام مبارکش موسی و القاب و کنیه هایش متعدد است؛ مشهورترین لقبش کاظم و صابر و معروف‌ترین کنیه‌اش ابوالحسن است. نقش نگین انگشتری‌اش جمله حسبی الله بوده است.

امامت

او که براساس تقدیر الهی قرار بود پس از پدر بزرگوارش امامت امت را به عهده بگیرد،
تحت تربیت فوق‌العاده امام صادق مراحل رشد و کمال را پشت سر گذاشت و مرحله نوجوانی و جوانی را طی نمود، به گونه ای که تا آخر عمر، جلال و جمال الهی در صورت و سیرتش مشهود بود.
از حوادث مهم دوران جوانی آن امام، مرگ نابهنگام برادر بزرگترش، اسماعیل، بود که از الطاف خفیّه الهیّه محسوب می‌شد و زمینه‌ساز تثبیت امامت وی شد. تلاش امام جعفر صادق علیه السلام نیز در این راستا و به منظور جلوگیری از انحراف جریان امامت بود. هر چند بعدها نیز گروهی پیدا شدند و پس از امام صادق علیه السلام معتقد به امامت اسماعیل گشتند و مرگ او را انکار نمودند.
سرانجام پس از شهادت جانگداز امام صادق، موسی بن جعفر علیه السلام در سن بیست سالگی مسؤولیت بزرگ امامت و هدایت امّت را در یکی از بحرانی‌ترین دوران‌ها به دوش گرفت.

 

دوران امامت

از مشکلات روزهای نخستین امامت موسی بن جعفر علیه السلام، ادّعای امامت دروغین برادر بزرگ‌تر حضرت، عبدالله افطح ،بود که گروهی را به دنبال خود کشید و فرقه “فطحیه” به همین ترتیب شکل گرفت. هر چند با برخورد روشنگرانه‌ی امام، عبدالله با شکست روبرو گردید.

دوران سی و پنج ساله امامت موسی بن جعفر مصادف بود با اوج قدرت حکومت بنی عباس و هم‌زمان با چهار تن از حاکمان عیّاش و خون‌آشام عباسی به‌نامهای منصور دوانیقی ، مهدی عباسی ، هادی عباسی و هارون الرشید که حضرت نیز به فراخور شرایط زمانیِ حساسِ هر یک، وظیفه سنگین امامت و هدایت امّت را به بهترین شکل ممکن به دوش کشید، و اگر چه با حوادث سهمگین و خونینی همچون واقعه فخ و شهادت مظلومانه گروهی از آل علی علیه السلام روبرو گردید، ولی لحظه‌ای از وظیفه خطیر خود کوتاهی ننمود و تلاش مستمر خویش را عمدتا در محورهای زیر متمرکز ساخت:

اول - تبلیغ دین خداوند و گسترش فرهنگ اسلام، تبیین و تشریح معارف و احکام الهی در قالب احادیث بلند و کوتاه و پاسخ به سوالات شفاهی و کتبی و. . .
دوم- پرورش انسان‌های مستعد و تربیت شاگردان والامقام و شاخص در میدان علم و عمل و حفظ و حراست آنان.
سوم- مبارزه بی‌امان با حاکمان جور و ستم و غاصبان خلافت و شکستن صولت شیطانی آنان در میدان‌های مختلف و تشریح مبانی حق.
چهارم- تربیت یاران مدیر و مدبّر و خودساخته و نفوذ دادن آنان در مراکز حساس حکومتی، تا مرز وزارت و استانداری، به منظور خنثی‌سازی نقشه‌های مخرب و دین‌سوز دشمنان، کمک به مظلومان و محرومان و دفاع از حریم شیعیان .
پنجم- سامان‌دهی شیعیان با شیوه‌های مختلف تربیتی، عملی، مناظره‌های سیاسی و. . .
امام علیه‌السلام در این مسیر، نهایت تلاش خویش را مبذول داشت و در مواقع لازم از اهرم‌های فوق‌العاده‌ای همچون استفاده از معجزه، دعای مستجاب و به‌کارگیری علم امامت امام کاظم علیه السلام بهره برد.

 

درایت امام

روش امام آنچنان دقیق و حساس بود که تلاش چشمگیر و جاسوسی‌های مداوم حاکمان عباسی برای به‌دست آوردن سرنخی از اقدامات امام علیه السلام بی‌نتیجه بود، و امام همچنان در همه زمینه‌ها موفق و کارآمد به پیش می‌رفت و در اوج اقتدار معنوی و اجتماعی قرار داشت، به گونه‌ای که نگاه کل جهان اسلام متوجّه ایشان بود.

سرانجام هارون الرشید برای دستگیری امام شخصاً به صحنه آمد و طی صحنه‌سازی در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله به جوسازی علیه امام پرداخت و او را در یک جلالت ظاهری ولی در پرده‌ای از ابهام با تشکیل دو کاروان مختلف از مدینه تبعید کرد و بارها به زندان انداخت. هارون چندین بار به ترور حضرت اقدام نمود و در بعضی موارد شخصاً وارد شد که هر بار ناموفّق بود.

ترور شخصیت امام

از این رو هارون در یک حرکت جدید، اقدام به ترور شخصیت امام کرد که آن هم ناکام ‌ماند و وی از صحنه‌سازی و اقرار و اعتراف‌گیری هم طرفی نیست.
رفتار حضرت در زندان در زمینه‌های مختلف عبادی، تربیتی، ارتباط با دیگران، و تأثیرگذاری بر دوست و دشمن و . . . چنان عمیق و موثر بود که هارون نهایتاً دستور داد سندی بن شاهک ، امام علیه السلام را در بیست و پنجم رجب سال 183 هجری قمری در پنجاه و پنج سالگی با خرمای زهرآلوده به شهادت برساند.

 

شهادت امام

سعی فراوان دستگاه حکومتی هارون برای مخفی نگه‌داشتن شهادت امام علیه السلام و تلاش گسترده آنان برای عادی جلوه‌دادن مرگ حضرت، نشانه‌ی پایگاه رفیع اجتماعی امام و وحشت عباسیان از اوست.

پیکر مطهرش پس از تحمّل سال‌ها زندان به‌طور معجزه‌آسایی توسط فرزندش علی بن موسی الرضا علیه االسلام غسل داده شد و در مقابر قریش در مدینه السلام ـ در حاشیه بغداد ـ مدفون گردید. مزار شریفش مورد توجه عموم قرار گرفت و سالها بعد نوه بزرگوارش حضرت امام جواد علیه السلام در کنارش دفن شد و شیعیان دلباخته‌ی آنها شهر کاظمین را در کنار تربت پاکشان تأسیس نمودند.

از امام موسی بن جعفر دریای بیکرانی از معارف اسلام در توحید و نبوت و امامت و معاد، و احکام و آداب تربیتی ـ اخلاقی در قالب هزاران حدیث کوتاه و بلند، و شاگردان عالم عامل، و سیره عملی ارزشمند در میدان‌های مختلف، و نسلی پاک و بابرکت به یادگار مانده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مرداد1386ساعت 1:26  توسط حافظ | 
جلسه بعدی دیوانگان حسین(علیه السلام ) کاشان به مناسبت شهادت امام کاظم (علیه السلام)

زمان:پنجشنبه-۱۸/۵/۱۳۸۶-

مکان:خیابان آیت الله کاشانی -کوچه مدرسه کتابچی -روبروی مدرسه کتابچی

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مرداد1386ساعت 1:18  توسط حافظ | 

ابان بن تغلب از امام صادق (عليع السلام )روايت كرده است كه فرمود : هر كدام از دشمنان ولايت اامبر المؤمنين علي(عليه السلام) هر اندازه هم كه در عبادت بكوشد سرانجاك و فرجام كار او مفاد همان آيه شريفه است كه خداوند در قران (در سوره غاشيه، آيه چهار)فرموده:همواره در رنج و عذاب هستند و همواره در آتش برافروخته معذب

ثواب الاعمال و عقاب الاعمال علامه مجلسي

امير المؤمنين علي (عليه السلام) فرمود:

بر عهده آن دو (ابوبكر و عمر)است گناهان امت محمد(صلوات الله عليه) هر خوني كه تا روز قيامت ريخته شود و هر مالي كه به حرام خورده شود و هر زني كه به حرام تصرف شود و هر حكمي كه در آن ظالمانه قضاوت شود بدون آنكه از گناه كساني كه آنن را انجام داده اند كم شود

اسرار آل محمد (صلوات الله عليه)ص 632

امير المؤمنين علي (عليه السلام) فرمود : اي سلمان آيا ميداني اول كسي مه با ابوبكر بيعت كرد كه بود .

سلمان عرض كرد: نه ، ولي پير مرد سالخورده اي كه بر عصايش تكيه كرده بود را ديدم كه بين دو چشمانش جاي سجده اي بود كه پينه آن بسيار بريده بريده شده بود او به عنوان اولين نفر از منبر بالا رفت و تعظيمي كرد و در حالي كه ميگريست گفت ( سپاس خدايي

را كه مرا نميرانيد تا تو را در اين مكان ديدم دستت را براي بيعت باز كن ابوبكر هم دستش را باز كرد و با او بيعت كرد سپس گفت روزي است مثل روز آدم )( اشاره به حيله شيطان نسبت به آدم ) و بعد از منبر پايين آمد و از مسجد خارج شد .

علي (عليه السلام )فرمود : اي سلمان مي داني او كه بود ؟ عرض كردم نه ولي گفتارش مرا نا راحت كرد گويي مرگ پيامبر را بر مسخره و شماتت ياد مي كرد فرمود : او ابليس بود خدا او را لعنت كند

اسرار آل محمد ص 220

سلام ابن سعيد مخزومي از امام باقر (عليه السلام )نقل مي كند كه حضرت فرمودند : سه تن اعمالشان به آسمان نمي رود و هيچ عملي از آنها قبول نميشود هركس بميرد و در قلبش دشمن ما اهل بيت باشد و هر كس دشمن ما را دوست بدارد و هر كس ابو بكر و عمر را دوست بدارد.

بحار الانوار:ج383/30

ابن ابي الحديد گفته است :

حضرت زهرا (سلام الله عليها) از دنيا رفتند در حالي كه سخت از ابوبكر و عمر غضبناك بودند

شرح نهج البلاغه ابن ابي ابلحديد ج50/6

حضرت امام صادق (عليه السلام) فرمودند :

ما طائفه بني هاشم به بزرگ و كوچكمان امر ميكنييم كه آن دو نفر را (ابوبكر و عمر )را لعن كنند و از آنها بيزاري بجويند.

رجال الكشي 180

طبق نامه عمر به معا ويه

رسول خدا مي فرمايد: لعنت خدا بر كسي كه بر دو پهلوي فاطمه (سلام الله عليه) مي زند به طوري كه فرزندش را سقط ميكند.

بحار الانوار ج30 ص 39

امير المؤمنين در قنوت نمازش اين چنين دعا ميكرد :

خدايا بخاطر جنيني كه سقط كردند و پهلويي كه شكستند و سندي كه پاره كردند آنان را لعنت كن

المصباح ص553

امام رضا (عليه السلام ) مي فرمايد :

ما مادر صالحه اي داشتيم (يعني حضرت زهرا) كه از دنيا رفت در حاليكه از ابوبكر و عمر ناراضي بود پس از وفات مادرمان هم براي ما خبري نرسيده كه از آن دو راضي شده باشد.

الطرائف ص 252

امير المؤمنين مي فرمايد : امكان ندارد محبت من با محبت عثمان در يك دل جا بگيرد زيرا بالاخره يكي از اين دو محبت ديگري را ريشه كن مي سازد.

تقريب المعارف246- بحارالانوار 307/31

ابو حمزه ثمالي از امام سجاد (عليه السلام) پرسيد : كامل شدن حقيقت ايمان به چيست؟ حرت فرمودند: به ولايت اوليا الله و دشمني اعدا الله و همراه بودن با صادقين كه خدا دستور داده است : سپس حضرت اوليا الله را به معصومين (عليهم السلام) و اعدا الله را به ابوبكر و عمر و عثمان و معاويه و پيروان آنها معنا فرمودند.

كافي 125/8-بحارالانوار242/48

+ نوشته شده در  شنبه 13 مرداد1386ساعت 2:31  توسط حافظ | 

نامه عمر به معاويه:

به فاطمه كه پشت در بود گفتم اگر علي از خانه براي بيعت بيرون نيايد هيزم فراواني به اينجا مي آورم و آتشي بر افروزم و خانه و اهلش را بسوزانم و يا اينكه علي را براي بيعت بسوي مسجد مي كشانم آنگاه تازيانه قنفذ(لعنه الله عليه) را گرفتم و فاطمه را با آن زدم و به خالد بن وليد گفتم تو و مردان ديگر هيزم بياوريد و به فاطمه گفتم خانه را به آتش مي كشم هماندم دستش را از در بيرون آورد تا مرا از ورود به خانه باز دارد من او را دور نموده و با شدت در را فشار دادم و با تازيانه بر دستهاي او زدم تا در را رها كند از شدت درد تازيانه ناله كرد و گريست ناله او بقدري جانگاه و جگر سوز بود كه نزديك بود دلم نرم شود و منصرف گردم ولي به ياد كينه هاي علي و حرص او بر كشتن قريشيان (مشركين) افتادم با پاي خود لگد بر در زدم صداي ناله فاطمه را شنيدم كه گمان كردم اين ناله مدينه را لرزاند رو كرد و گفت (( يا ابتاه يا رسول الله هكذا يفعل بحبيتك آه يا فضه اليك خذيني فقد والله قتل ما في )در عين حال در فشار دادم در باز شد وقتي وارد خانه شدم فاطمه با همان حال روبروي من ايستاد ولي شدت خشم مرا به گونه اي كرده بود كه گويي پرده اي در برابر چشم افتاده بود چنان سيلي از روي روپوش به صورت فاطمه زدم كه به زمين افتاد.

دلائل الامامه طبرسي ج2/بحار ط قديم ج 8 ص 222

لعن الله عمر ثم ابابكر و عمر ثم عثمان و عمر ثم معاويه عمر ثم عايشه عمر ثم عمر ثم عمر ثم عمر

 

+ نوشته شده در  شنبه 13 مرداد1386ساعت 2:21  توسط حافظ | 
شهادت اسوه صبر و عاشقی خطبه خوان بی مثال بی بی زینب کبری(سلام الله علیها) بر تمامی شیعیان مخصوصا آقا امام زما(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تسلیت عرض می نماییم

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 0:24  توسط حافظ | 

السلام عليكِ يا زينب كبري، السلام عليكِ يا بنت رسول الله، السلام عليكِ يا بنت اميرالمومنين (سلام الله)


ای فروغ تابنده کوثر!

ای پرستار شهادت!

تو بانوی فصاحتی و اعجاز

نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد،

اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت

تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری!

نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد.

5 جمادی الاول، سالروز میلاد مظهر علم و تقوا، سلاله پاک رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دست پرورده آغوش امام علی مرتضی (علیه السلام) و تربیت یافته دامان فاطمه زهرا (علیها سلام)، حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) خجسته باد.
حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.
نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها می باشد.
در آن زمان که صدیقه کبری (علیها السلام) به این گوهر دریای عصمت و طهارت باردار بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی که وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) متولد گشت، صدیقه طاهره (علیها السلام) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدینه حضور ندارد، شما این دختر را نام بگذارید. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی گیرم، صبر نما که به این زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح داند بر این کودک می نهد.
هنگامی که سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (علیها سلام ) وارد گشتند.
امام علی (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است، نامش را معین فرمایید. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی میباشم. در این حال جبرییل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را " زینب " بگذار، چرا که این را در لوح محفوظ نوشته ایم.
رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود: به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری (علیها سلام) شبیه است.

هوش و ذكاوت:

صاحب كتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذكاوت آن بانوى بزرگوار چنین می نویسد:
در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا صلوات اللّه و سلامه علیها در دفاع از حق امیرالمؤمنین علیهالسّلام و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایراد فرمودند، حضرت زینب علیها السلام روایت فرموده است.
و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می كند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل می نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را از حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت كرده و می گوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام..»
دقت كنیم كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فسلفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.

فصاحت و بلاغت:

كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد علیهالسّلام در حق ایشان فرمودند: «اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة» یعنى:
«
اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است».
در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم:
«
به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى.
اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). آل عمران: 169
و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.
حضرت زينب (س) بزرگ بانوي جهان اسلام، بيدادگر و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهاي دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " داناي بدون آموزگار و فهميده بدون فهماننده " بود. الگوي راستين وي، بانوي دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وي بوده است. زينب (س) در دامان پرمهر و معنويت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب گشت. رسالت راستين زينب هنگامي آغاز گرديد که پس از به شهادت رسيدن امام حسين (ع) و هفتاد و دو تن از يارانش با ايراد سخنان آتشين به بيدارگري مردم کوفه و ستيز با ستمکاران و يزيديان پرداخت.
پس از واقعه خونبار كربلا نقش ايشان روند تازه تري يافت. آن حضرت در اين دوران ضمن حضور در كاروان اسراي كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگري ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوي خاندان اميه پرداختند. آن حضرت در اين دوران سخت با حضور در كاخ برخي حكمرانان جور زمان مانند يزيد و ابن زياد، با تاكيد برحقانيت طريق آل محمد بر سخنان و تبليغات مسموم خاندان اميه درباره بني هاشم خط بطلان كشيدند.
صديقه توانا، عقليه دودمان وحي، تربيت شده خاندان نبوت، حضرت زينب كبري(س) است. همو كه در بزرگواري و كرامتش بسيار سخن ها گفته و نوشته اند.
او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ايمان و عقيده، قهرمان دليري و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستيزه جوي باطل و آتش افشان حق در برابر نيروهاي ستمگر و كوبنده دژخيمان زورگو است.
زينب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقيله طاهره، متعلق به اخلاق الهي است. اين بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداكاري در راه خدا و چشم پوشي از همه چيز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه ياد داد.
ايثار، فداكاري، وزانت عقل، صبر و بردباري، علم وسيع و دانش وافر، سخنان سنجيده و منطقي او در فرصت هاي حساس توأم با آن مظلوميت و ستم هاي جانكاهي كه به او وارد آمده است، از او چهره يك شخصيت بي نظير، رزم آور شجاع، جهادگر بي باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسيم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روي زمين حيات دارند و تا زمين دور خورشيد مي گردد اين چراغ فروزان، نورافكن جهانيان و نسل هاي آينده خواهد بود.

كرامات

به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم علیهمالسّلام، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، افرادى هستند كه در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفیع و والایى می باشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشكلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل علیه السلام كه حتى در موارد زیادى مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به بركت توسل به آن حضرت مشكلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواسته هاى خویش نائل گردیده اند.
حضرت زینب سلام اللّه علیها نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاك است كه توسل به آن حضرت براى حل مشكلات بزرگ بسیار تجربه شده است و كرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است.
به عنوان مثال شبلنجى یكى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار مىنویسد:
«
شیخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در كتابش مشارق الانوار می گوید: در سال هزار و صد و هفتاد دجار مشكلى بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراین) حضرت زینب علیها السلام متوسل شدم و قصیده اى در مدح آن حضرت سرودم كه مطلع آن چنین بود:

آلِ طاها لَكُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواكُمْ بِما لَكُمْ آلآء

و خدا به بركت آن بانوى گرامى مشكل مرا حل كرد.
شهادت آن حضرت:
حضرت زينب سلام ا... عليها، شيرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمري دفاع از طريق حقه ولايت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى كه به همراه همسر گراميشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، شهادت رسيده و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گرديد.
مزار ملكوتى آن حضرت (دمشق/سوریه)، اينك زيارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام مى باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 0:19  توسط حافظ | 

ابو حمزه ثمالي گويد : به امام سجاد(عليه السلام)عرض كردم:

سئوالاتي دارم كه مي خواتهم بدون تقيه مطرح كرده ، جواب بگيرم حضرت پذيرفتند من عرض كردم نظر شما

درباره ابوبكر و عمر چيست؟ فرمود : نفرين خداوند -با تمام اقسام ولعنت هايش -بر آن دو باد به خدا سوگند هر دو در حال شرك و كفر به خداي عظيم از دنيا رفتند

بحار 27/29و 30/145

ابو حمزه گويد:در خلوت از حضرت امام صادق درباره ابوبكر و عمر پرسيدم در پاسخ فرمود:

آن دو نخستين كساني هستند كه در حق ما ظلم كردند ميراث ما را به غارت بردند وو بر مسند خلافت -كه ما شايسته و سزاوار آن بوديم-تكيه زدندخدا آنها را نيامرزد و به آنها رحم نكند هر دو كافر بودند .كسي كه ولايت آنها را داشته(نيز)كافر است.

بحار30/381

امام صادق (عليه السلام)فرمودند: از آن دو(عمر و ابوبكر)بيزار باش ، خدا و پيامبر از آنها بيزارند

بحار 30/384

هنگامي كه امام صادق (عليه السلام)دركوه كمد آن دو(عمر و ابوبكر)را ديد كه (در عالم برزخ )در عذاب هستند خطاب به آنها فرمود خدا نيامرزد كسي كه در دلش نسبت به شما رحمي باشد وزر و وبال (و نتيجه(رفتارناشايسته خيش را بچشيد ، كه خداوند به بندگان ظلم نميكند

ثواب الاعمال 218- بحار 30/189

اميرالمؤمنين (عليه السلام) ميفرمايد: رحمت خدا بر سلمان و ابوذر و مقداد باد ! چقدر شناخت آنها نسبت به ابوبكر و عمر دقيق ، و تنفرشان از آن دو شديد بود چه بسيار بر آن دو (خبيث) لعن و نفرين مي فرستادند.

كتاب سليم 921

امير المؤمنين(عليه السلام):عمر را نفرين كرده به درگاه خدا عرض مينمود:

بار پروردگارا عمر را سزا ده كه به هر سنگ و كلوخي ستم نمود.

جمل شييخ مفيد 171

حضرت صديقه كبري خطاب به ابوبكر و عمر فرمودند :

خدا وفرشتگان را گواه مي گيرم كه شما مرا به خشم آورديد و خشنودم ننموديد ، هرگاه به ديدار پيامبر (صلي الله عليه و اله) نايل شوم از شما حتما شكايت خواهم كرد.

پس از آن ابوبكر شروع به گريه نمود، حضرت زهرا (عليها السلام) خطاب به او فرمود : به خدا سوگند در هر نمازي كه مي خوانم تو را نفرين ميكنم.

الامامه و السياده1/19-20و رجوع شود به:الصراط المستقيم2/293 بحار الانوار28/358

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 0:10  توسط حافظ | 

از دو چشم یاس میخوانم بیا

شعری از احساس میخوانم بیا

نیستم قابل ولی ارباب من

روضه عباس میخوانم بیا

***

چون ببارد ابر دریا میکند

چون بنالد سینه غوغا میکند

 درکلاس درس عشق وعاشقی

عشق را عباس معنا میکند

***

تا که برسیدم ز خالق عشق چیست

در جوابم اینچنین گفت و گریست

لیلی ومجنون فقط افسانه است

عشق بازی کار عباس علیست

شعری زیبا از شاعر با اخلاص اهلبیت جناب آقای امیر حسین میر حسینی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 مرداد1386ساعت 1:55  توسط حافظ | 
میلاد با سعادت مولا الموحدین آقا امیر المومنین بر تمامی شیعیان آن آقا تبریک عرض مینماییم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 2:38  توسط حافظ | 
اگر ميخواهيد مداحي هاي ديوانگان حسين(عليه السلام) رو دانلود كنيد به وبلاگ دوست عزيزم محسن يك سري بزنيد

www.bia2maddahi.blogfa.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 2:29  توسط حافظ | 
جلسه بعدي ديوانگان حسين (عليه السلام)كاشان بمناسبت ولادت اميرالمومنين علي ابن ابي طالب:

زمان : جمعه- ۵/۵/۱۳۸۶

مكان :خيابان بابا افضل -حسينيه نجفي ها

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 2:18  توسط حافظ | 
تصاویری از مراسم شام غریبان دیوانگان حسین(علیه السلام) کاشان سال ۱۳۸۶

 

         

      

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 1:16  توسط حافظ | 

خشم مسلمانان از موضع تفرقه

افكنانه مفتي هاي وهابي عليه

 عتبات عاليات

كارمندان دانشگاه ((محمد بن سعود)) اعلام كردند : ده ها تن از دانشجويان بويژه دانشجويان سطح بالا در دانششكده شريعت بطور داوطلبانه در حركتي با عنوان (( فرهنگ توحيد ناب در ميان امت و بويژه عراق براي خلاص شدن از مراقد وقبور و پاكسازي كشور هاي اسلامي از آنها)) ، اقدام به توزيع اين فتوا كرده اند.

بر اساس اين گزارش اين دانشجويان سلفي با تشكيل كميته هاي داوطلبانه در حال راه اندازي پايگاه اينترنتي دوره هاي تابستانه و جذب نيرو از كشورهاي حاشيه خليج فارس و ديگر كشورهاي عربي هستند تا بدين وسيله حرم امام حسين (ع) و حرم حضرت قمر بني هاشم (ع) را مانند حرم عسكريين (ع) به عنوان اهداف آينده ((موحدان مجاهد )) ويران كنند .

علاوه بر اين ،((سفر الحوالي)) مفتي مشهور وهابي در پاسخ به استفتائي در اين باره گغت (( علاوه بر كربلا ، واجب است كه حرم حضرت زينب (س) در دمشق و حرم سيد احمد البدوي از نوادگان امام هادي(ع) در مصر نيز با خاك يكسان شوند .

دفتر ((وعظ وارشاد)) دانشگاه وهابي (( الامام بن سعود)) كه از مهم ترين منابع تامين تروريست در عراق و گروه تروريستي ((فتح المبين)) در اردوگاه ((نهر البارد)) لبنان به شمار ميرود نيز طي روزهاي اخير اقدام به توزيع فتواي ((بن جبرين))((الحوالي))((البراك))

((الحربي)) و ديگر مفتي هاي وهابي كرده است كه در آنها از عمليات انجام شده عليه مراقد ائمه (ع) ، امامزادگان و اولياء در عراق تمجيد شده است .

پايگاه اطلاع رساني رسمي رياست كل بررسي هاي علمي كه زير مجموعه اداره صدور فتواي عربستان سعودي به شمار ميرود نيز فتوايي از ((بن باز(لعنه الله عليه))) مفتي برجسته حكومت سعودي منتشر كرده است كه مسلمانان را به انهدام ضريح امامان شيعه فرا مي خواند.

اين گزارش حاكي است نهادهاي امنيتي دولت عراق طي چهار ماه اخير اطلا عاتي با طبقه بندي ((مورد اطمينان و با درجه تاييد بالا)) ، دريافت كرده اند كه بيانگر عزم گروهاي تكفيري براي اقدام تروريستي عليه حرم اباعبدالله(ع) در كربلاست.

نيروهاي امنيتي عراق دو هفته پيش دو موشك از نوع ((گراد)) را كه اماده شليك به مركز كربلا بود در منطقه ((الوند)) در 25 كيلو متري اين شهر كشف كردند كه اين كشف بعلاوه ديگر اطلاعات دريافتي حكايت از طرح هاي قطعي براي حمله به حرم امام حسين(ع)

و حضرت عباس (ع) دارد.

در پي صدور اين فتوا ، انجمن علماي ديني مسلمان مقيم انگليس با صدور بيانيه اي شديد الحن ، صدور فتاواي تكفيري از اين دست را به شدت محكوم كرد.

نويسندگان اين بيانيه تاكيد كرده اند : تشويق مفتي هاي سعودي به انهدام حرم امام حسين (ع) ، نه تنها اعلام جنگ آشكار عليه شيعيان بلكه جنگي عليه همه مسلمانان است .

اين انجمن از حكومت سعودي خواسته است تا با اقدامي سريع و فوري ، ضمن اتخاذ موضعي روشن در قبال اين فتوا ، آنها را بطور رسمي محكوم كرده و كساني را كه در صدور ، تكثير و تشكيل كميته هاي داوطلبانه در دانشگاه براي عملي كردن اين فتوا ها فعاليت دارند به محاكمه بكشد.

انجمن علماي ديني در ادامه افزوده است : دانشكده هاي شريبعت ((محمد بن سعود )) كه دانشجويان و استادان آ‹ همه اهل قبيله به جز تكفيري ها را كافر مي پندارند مراكز خطري هستند كه در خون ريز كشتار بي گناهان در عراق و پاكستان نيز دست دارند .

اين بيانيه با هشدار نسبت به پيامدهاي خطر ناك اين اقدام وخامت بار عليه شيعيان اهل بيت(ع) و مراقد مورد احترام مسلمانان ، مسئوليت نتايج شوم صدور اين قبيل فتاوا را بطور كانمل بر عهده حكومت عربستان سعودي ذكر كرده است.

اين انجمن خاطر نشان كرده است:ما از فشاري كه اين گروه تندرو بر حكومت سعودي مي آورند اطلاع داشتيم اما نمي دانستيم كه اين گروه ها تا اين حد هولناك مي توانند با سياست هاي رياض بازي كنند.

انجمن علماي ديني ضمن هشدار به حكام رياض براي پرهيز از بازي با آتش ، تاكيد كرده است كه اگر مراجع عظام تقليد تاكنون در برابر صدور چنين فتاوايي سكوت كرده اند به اين دليل بوده كه منتظر واكنش و اقدام حكومت سعودي بوده اند اما اين سكوت به جاي اينكه باعث اقدام رياض شود به تشديد موضع و بسيج صد ها جوان ساده دل انجاميده كه ذحاضرند اين فتاوا را به مرحله اجرا در آورند اما حكومت عربستان بايد بداند كه در صورت اجراي اين فتاوا ، جلوگيري از واكنش ميليون ها تن از پيروان اهل بيت (ع) در سراسر جهان عليه حكومت سعودي غير ممكن خواهد بود.

در تحولي ديگر ، شيعيان عراقي مقيم لندن ، ديروز در تجمعي در برابر سفارت عربستان در لندن ، با سر دادن شعارهاي ((لااله الا الله ، وهابي عدو الله)) بن لادن و بن جبرين ، قاتل با پوشش دين و ((اسلاماز شما علماي تكفيري و لشكريان شيطان رجيم بيزار است ))خشم خود را از صدور فتاواي مفتي هاي وهابي عليه مراقد ائمه اطهار(ع) كردند.

تجمع كنندگان پس از پايان اين تجمع دو ساعته كه در زير باران شديد برگزار شد نامه اعتراض آميزي را تسليم سفارت عربستان در لندن كردند اما (( محمد بن نواب بن عبدالعزيز)) سفير سعودي از پذيرش اين نامه خودداري كرد .

يكي از برگزار كنندگان اين تجمع در گفت گو با (( نهرين نت )) تاكيد كرد : اين تجمع آغاز يك تحرك گسترده رسانه اي ،ديپلماتيك،اجتماعي و فرهنگي عليه علماي تكفيري سعودي است كه با فتاواي خود زمينه كشتار صدها هزار عراقي بي گناه و نيز انهدام مراقد مقدسه از جمله عسكريين را فراهم كردند.

اين افراد تاكيد كردند شنبه هفته آينده با حضور هزاران تن از مسلمانان ، تظاهراتي عظيم تر و گسترده تر در مقابل سفارت عربستان در لندن ، واشنگتن،اسلو،آمستردام،و ديگر پايتخت هاي جهان برگزار خواهد شد تا بدين وسيله ضمن محكوميت صدور چنين فتاوايي ، از حكومت عربستان و شخص (( ملك عبد الله بن عبد العزيز)) خواسته شود تا مخالفت آشكار خود را با اين فتاوا اعلام كرده و صادر كنندگان آن را به باز پس گيري فتاواي خود از عراق مجبور كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 0:56  توسط حافظ | 

سالروز میلاد با سعادت حضرت ابن الرضا جواد الائمه بر ساحت مقدس امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)تبریک عرض مینماییم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 مرداد1386ساعت 2:16  توسط حافظ | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره ما
اين وبلاگ تنها بمنظور آگاهي بيشتر بچه شيعه ها در مورد آن خلفاي به ناحق است

ياران ديرين
ابولولو
سید محمد جواد ذاکر
سید
مجنون الحسین
خرابات نشین
سید امیر حسین میر حسینی
سید امیر حسین میر حسینی
سایت مداحی
دیوونه سید
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
ياران ما
سید
ابولولو
یا حسین
یا ابوالفضل
دیوونه سید
خرابات نشین
وبلاگ مداحی
شاهكار عشق
تا جمعه ظهور
ارباب لب تشنه
مجنون الحسین
عمر-310
عاشقان امیر المومنین
هما راضی
سید محمد جواد ذاکر
سید امیر حسین میر حسینی
هیئت اینترنتی محبان اهلبیت
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
گلزار قدس شیعه
ماه بني هاشم
حيدر كرار علي ادركني
حقانيت ولايت اميرالمؤمنين
هيئت سائلين الزهرا
مصائب بی بی دو عالم
گدايان فاطمه سلام الله عليه
بدعتهاي عمر(لعنه الله عليه)
سید امیر حسین میر حسینی
لا اله الا الله
شاید این جمعه بیاید شاید
ذاكر عشق آسماني
دوستي مؤمنين
پايگاه اطلاع رساني ابولؤلؤ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان