![]() |
![]() |
|
|
سبقت خديجه بر اسلام .2 |
|
+ نوشته شده در
شنبه 26 آبان1386ساعت 19:18 توسط حافظ |
|
|
سخن از شخصيت بى مانند امير مؤ منان على عليه السلام است ؛ شخصيتى كه بشر با آن همه توصيفى كه تاكنون از او داشته است ، هنوز در حسرت دست يافت به حقيقت اوست . چهره مقدسى را كه زادگاهش خانه خدا و محل نشو و نمايش دامان نبى اكرم و وجود مقدسش آيينه تمام نماى پيامبران الاهى و نسخه دوم آخرين سفير خدا و به فرموده قرآن ، نفس و روح و جان محمد مصطفى بوده ، چگونه مى توان توصيفش كرد.
چه سخنى زيبنده مقام اوست در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله حقيقت او را مكتوم داشت و در پايان يك ماءموريت كه به استقبال وى شتافت ، چنين فرمود: اگر نمى ترسيدم كه گروهى از امت من سخنى را كه مسيحيان درباره عيساى مسيح گفته اند درباره تو بگويند، امروز در شاءن و منزلتت سخنى مى گفتم كه از كنار هر گروهى كه عبور كنى ، خاك زير پاى تو را براى تبرك برگيرند. او محبوب ترين خلق خدا و مظهر كلمة الله الحسنى بود. او همانند پروردگارش با مؤ منان در كمال راءفت و رحمتت و با دشمنان خدا مظهر خشم و خشونت بود. او فرزند جبهه و جنگ و جهاد بود و از دوران كودكى فدايى و پشتيبان رسول الله صلى الله عليه و آله بود. او پس از پيامبر صلى الله عليه و آله بيشترين رنج را ديد و خون دل فراوان خورد. او براى حفظ اسلام و وحدت مسلمانان از حق مسلم خود چشم پوشيد تا پيكره اسلام آسيب نبيند و بر تمام مصيبت هاى بى شمارش صبر پيشه كرد، همانند كسى كه در چشمش خار فرو رفته و در گلويش استخوان گير كرده است . (1) به يقين همين صبر و زيباى على عليه السلام بود كه ايمان و اخلاصش را تفسير نموده و وى را در تاريخ جاويد كرده است . و در يك كلام على حقيقت جاويدى است كه به فرموده پيامبر صلى الله عليه و آله هيچ كس جز خدا و رسولش او را نشناخت . از اين روى با اعتراف و اقرار به عجز و ناتوانى خود در معرفى اين چهره محبوب خدا و رسول ، به جاى تحقيق درباره شناخت حقيقت اين مرد نامتناهى ، به سراغ گوشه اى از زندگى سياسى على عليه السلام رفته و آنها را شناسايى و سرمشق زندگى خود قرار دهيم . نوشتار حاضر نتيجه تلاش چند ساله اى است كه بيشتر بخش هاى آن در مناسبت گوناگون در مجلات مختلف به چاپ رسيده است كه پس از باز بينى و پيرايش كاستيهاى آن در پنج فصل تنظيم ، و به شيفتگان مكتب علوى تقديم مى گردد. به اميد اينكه به الهام گرفتن از روح بلند على عليه السلام بيشتر به رفتار علوى بپردازيم . محمد جواد مروجى طبسى 18 شهريور 1382 / 13 رجب 1424 فصل يكم : در مكه مكرمه در روزگارى كه شبه جزيره عرب را ظلمت جهل فرا گرفته و بر اثر عادات و رسمهاى جاهلى ، اخلاقى انسانى جاى خود را به خوى حيوانى داده بود؛ مكه در انتظار حادثه اى عظيم و رويدادى بزرگ بود. حادثه اى كه مى رفت انفجارى عظيم را در جهان هستى به وجود آورد؛ انفجار نور و غلبه آن بر تاريكى جهل . آرى ، اين انفجار در وقتى روى داد كه جبرئيل بر فراز كوه نور فرود آمد، با آوردن پيام اقراء باسم ربك الذى خلق وحى الاهى را بر قلب نازنين خاتم الانبيا فرود آورد. در آن روز شهر مكه فضاى ديگرى گرفته بود. با آمدن رسالت محمد مصطفى صلى الله عليه و آله بشر در آستانه تحولى عظيم قرار گرفت . اسلام آمد تا به كالبد بى جان و روح بشر حيات تازه بخشد و او را از تاريكيها و گمراهيها برهاند. اينك پيامبر اسلام با بار رسالت ، از غار حرا پايين آمده تا به كمك نخستين يار خود، اين بار عظيم را به سر حد منزل برساند. اين يار ديرين و اين چهره محبوب كسى جز پسر ابوطالب نبود كه پيامبر صلى الله عليه و آله و او را از پيش براى چنين روزگار سختى آماده كرده . على كه در آن روز ده سال بيش نداشت ، با پذيرفتن دعوت ويژه رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد صحنه سياست شد. سيزده سال تمام در مكه دوشادوش پيامبر تلاشهاى فراوانى را انجام داد. در اين فصل به چند مورد از اين تلاشهاى خالصانه اشاره مى كنيم . الف . پيشتازى در اسلام يكى از امتيازات بزرگ مسلمانان صدر اسلام ، سابقه افراد در پيشى گرفتن بر اسلام بود. بدين جهت برخى در جلوى نام عده اى از مسلمانان كه در مكه اسلام آوردند. شماره گذارى كرده اند؛ براى مثال گفته شده كه نخستين مسلمان ، على عليه السلام و سپس خديجه و جعفر و پس از او زيد و... بودند (2) و يا اينكه طبرى درباره اسلام عمر بن خطاب گفته است كه وى پس از 45 مرد و 21 زن اسلام آورده است . (3) چون مسئله پيشتازى على عليه السلام در اسلام يكى از بزرگ ترين امتيازات او به شمار مى آيد، بدين جهت اين مسئله مورد نقص و ايراد برخى از دشمنان قرار گرفته است كه در زير به بررسى اين مسئله خواهيم پرداخت . هنوز ده سال از عمر شريف و پر بركت امير مؤ منان نگذشته بود كه نبوت حضرت محمد مصطفى صلى الله عليه و آله آغاز شد. على عليه السلام از همان ابتداى امر، با تسليم در برابر اراده و فرمان خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله ، به عنوان ياورى با كفايت و بازويى محكم و سربازى فداكار و جان به كف و نماينده اى امين و صادق در كنار آن حضرت قرار گرفت . به عقيده تمام مورخان شيعه و سنى ، على بن ابى طالب عليه السلام نخستين كسى بود كه به پيامبر صلى الله عليه و آله ايمان آورد. شيخ مفيد مى نويسد: او اولين كسى بود كه به خدا و رسولش ايمان آورد و اولين جنس ذكورى بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله او را به اسلام دعوت كرد و وى نيز اجابت نمود. (4) به دنبال اين اقدام صادقانه از سوى امير مؤ منان ، پيامبر صلى الله عليه و آله در گفتارى صريح و آشكار، نشان پيشتازى در اسلام را به وى داد و چنين فرمود: يا على اءنت اءول المسلمين اسلاما و اءول المؤ منين ايمانا ؛اى على تو اولين مسلمان و اولين مؤ منان هستى . (5) و در جاى ديگر نيز فرموده است : على اءول من آمن و صدقنى ؛ على نخستين كسى بود كه به من ايمان آورد و مرا تصديق كرد. (6) صحابه و تابعين پيامبر صلى الله عليه و آله نيز در پاسخ پرسشهاى فراوان مردم ضمن بيان واقعيت ، على بن ابى طالب را نخستين مسلمان معرفى مى كردند. از جمله يارانى كه بى پرده سخن گفته اند: سلمان فارسى ، ابوذر غفارى ، مقداد، عمار، زيد بن صوحان ، حذيقه بن اليمان ، ابو الهيثم بن تيهان ، خزيمة بن ثابت ، ابو ايوب انصارى ، ابو سعيد خدرى ، ابو رافع ، سعد بن ابى وقاص ، ابو موسى اشعرى ، انس بن مالك ، ابو الطفيل ، جبير بن مطعم ، عمرو بن حمق خزاعى ، حبه عرنى ، جابر حضرمى ، حارث اعور، عبايه اءسدى ، مالك بن الحويرث ، قثم بن العباس ، سعد بن قيس ، مالك اءشتر، هاشم بن عتبه ، محمد بن كعب و... بود. (7) تلاشهاى ناموفق دشمنان همين امر سبب شد كه برخى از روى كينه و دشمنى با على و عده اى از روى عدم درك و آگاهى از اينكه ديده اند چنين افتخارى نصيب وى گشته ، سخت به وحشت افتاده اند. بدين جهت دست به تلاشهاى ناموفقى زده اند تا به خيال خود اين گوى را از دست على بربايند. اينك به برخى از اين تلاشها اشاره مى كنيم : 1. سبقت ابوبكر بر اسلام برخى به پيروى از روايت ابوهريره و شعر حسان بن ثابت بر اين باورند كه ابوبكر اولين مسلمان بوده ، نه على ! پاسخ مى دهيم : سعد بن ابى وقاص با اينكه رابطه خوبى با امير مؤ منان نداشته ، اما در برابر سؤ الى كه از وى شده بود كه آيا پيش از همه شما، ابوبكر اسلام آورد، گفت : خير. پيش از ابوبكر پنجاه نفر اسلام آوردند. (8) افزون بر اين ، ابن شهراشوب ضمن رد چنين رواياتى مى نويسد: فاما شعر حسان باءن اءبابكر اول من اءسلم فهو شاعر و عناده لعلى ظاهر، و اءما رواية ابى هريره فهو من الخاذلين و قد ضربه عمر بالدرة لكثرة روايته و قال انه كذوب ؛ اما سروده حسان كه در آن مى گويد: ابوبكر نخستين مسلمان بوده است ، صحيح نيست ، چرا كه حسان فردى شاعر است و عناد و مخالفت او با على بن ابى طالب آشكار است ، و اما رويت ابو هريره ، باز هم از درجه اعتبار ساقط است ؛ چرا كه او از كسانى بوده كه مردم را از پيروى على نهى مى كرده و وى كسى بود كه عمر او را به خاطر رواياتش با تازيانه زده است و درباره اش گفت : بسيار دروغ مى گويد. (9) ديگر آنكه چه اظهار نظر بيهوده اى است در حالى كه خود ابوبكر، بر پيش گرفتن على بر او در اسلام اسفناك بوده و پيوسته مى گفت :اى كاش من اولين كسى بودم كه به پيامبر ايمان مى آوردم ! ابو ذرعه دمشقى و ابو اسحاق ثعلبى نقل مى كنند كه : ابوبكر مى گفت : يا اءسفى على ساعة تقدمنى فيها على بن ابى طالب ، فلو سبقته لكان لى سابقة الاسلام چه بسيار جاى تاءسف است بر آن ساعتى كه على بن ابى طالب در اسلام بر من پيشى گرفت كه اگر من در آن لحظه بر او پيشى گرفته بودم ، گوى سبقت در اسلام را من برده بودم . (10) برخى ديگر همانند محب الدين طبرى در ذخاير العقبى ضمن بيان اين نكته كه امير مؤ منان نخستين مسلمان بوده است ، در عين حال نتوانسته از كنار گفته هايى كه در آن از تقدم اسلام ابوبكر سخن به ميان آمده است به سادگى بگذرد. از اين روى ضمن تاءييد آن گفته ها به توجيه پرداخته است . وى آنها را حمل بر اين كرده كه ابوبكر نخستين كسى بود كه اسلام خود را اظهار كرد و على اولين كسى بود كه اسلام را پذيرفت ! سپس تفصيل در اين بحث را به كتاب ديگرش به نام الرياض النضرة ارجاع مى دهد. (11) حال از محب الدين بايد پرسيد كه ايشان با رواياتى كه خود او آورده كه همگى تصريح دارد بر اينكه آن حضرت نخستين كسى بود كه نماز خوانده است چه مى كند و چه جوابى مى دهد. و نيز به سه روايتى كه خود او از عمر و احمد نقل كرده كه امير مؤ منان فرمود: عبدت الله من قبل اءن يعبده اءحد من هذه الامة خمس سنين ؛ (12) من پنج سال پيش از ديگران به عبادت خدا پرداختم ، يا اينكه فرمود: صليت قبل اءن يصلى الناس سبع سنين ؛ (13) من هفت سال پيش از ديگران نماز گذاردم ، چه پاسخى آماده كرده است . آيا كسى كه پنج يا هفت سال پيش از ديگران به نماز پرداخته ، اسلام خود را هنوز اظهار نكرده ، اما ابوبكر كه پس از هفت سال مسلمان شده ، نخستين نفرى بوده كه اسلام خود را آشكار كرده است ؟! آيا اين توجيه از چنين فردى قابل پذيرش است . اگر گفته شود كه ممكن است امير مؤ منان در اين چند سال نماز خود را در پنهانى مى خوانده است ، پاسخ مى دهيم : بر فرض كه در سه سال اول از آغاز بعثت كه در آن روزگار دعوت علنى نبوده امام چنين مى كرده ، اما در چهار سال بعد دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله به اسلام علنى و آشكار بوده است . آيا در آن روزها باز هم امام در پنهان نماز مى خوانده است ؟ 0افزون بر اين ، تاريخ شهادت مى دهد كه در آن روزهايى كه هيچ مسلمانى در جزيرة العرب جز پيامبر و على و خديجه وجود نداشته اينان در مسجد الحرام نماز جماعت داشته اند. يحيى بن عفيف از پدرش نقل مى كند كه وى مى گفت : پيش از آنكه دعوت پيامبر علنى گردد، روزى در مكه در كنار عباس فرزند عبدالمطلب نشسته بودم . در اين بين جوانى وارد مسجد الحرام شد. ابتدا نگاهى به آسمان كرد؛ آفتاب حلقه زده بود، آنگاه رو به كعبه نموده براى نماز از جاى برخاست . سپس كودكى از راه رسيد و در طرف راست آن جوان قرار گرفت و پس از او بانويى از راه رسيد و در پشت سر آن جوان ايستاد. پس آن جوان خم شد (به ركوع رفت ) و آن دو به نيز خم شدند؛ جوان سر برداشت ، آن دو نيز سر برداشتند؛ جوان سر به سجده گذارد، آن دو نيز سر به سجده گذاردند. به عباس گفتم : اى عباس ، من امر بسيار بزرگى را مى بينم ! عباس گفت : آرى امر عجيبى است . سپس افزود: آيا مى دانى اين جوان كيست ؟ اين محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب ، فرزند برادر من است . آيا مى دانى آن پسر كيست ؟ آن كودك ، على بن ابى طالب فرزند برادر من است . آيا مى دانى آن زن كيست ؟ اين خديجه دختر خويلد است . برادر زاده ام محمد صلى الله عليه و آله به من خبر داد كه خدايش ، خداى آسمانها و زمين ، او را به اين دينى كه اكنون بر آن است ، دستور داده . به خدا قسم بر روى اين زمين كسى جز اين سه نفر بر اين دين نيستند! (14) ادامه این مطلب در تاریخ ۲۶/۸/۱۳۸۶ به روز می شود |
|
+ نوشته شده در
شنبه 19 آبان1386ساعت 22:30 توسط حافظ |
|
|
خطبه بدون نقطه امیر المومنین
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 6 آبان1386ساعت 23:42 توسط حافظ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره ما |
اين وبلاگ تنها بمنظور آگاهي بيشتر بچه شيعه ها در مورد آن خلفاي به ناحق است
|
| ياران ديرين |
|
ابولولو سید محمد جواد ذاکر سید مجنون الحسین خرابات نشین سید امیر حسین میر حسینی سید امیر حسین میر حسینی سایت مداحی دیوونه سید من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
|
RSS
|